۱۶ خرداد ۱۳۹۵

از اعتراض به آزمون، تا تمرین اعتراض

دشواری چند آزمون پایان ترم دوره‌ی دبیرستان این پی‌آمد خوب را به همراه داشت که دانش‌آموزان اقدام به ”اعتراض“ کردند. این رویداد از دو سو قابل بررسی است: یکی برجسته‌شدن چالش‌های مدیریت و برنامه‌ریزی در نهاد آموزش ورای حوادثی مانند آتش‌سوزی یک مدرسه‌ی روستایی یا اقدام به تجاوز و کتک‌زدن دانش‌آموز از سوی آموزگار و یا نابرابری اجتماعی و اقتصادیِ نیروی انسانی آموزش و پرورش، و دیگر اینکه انجام فعالیت معترضانه از سوی دانش‌آموزانی که هنوز نقش جدی اجتماعی را عهده‌دار نیستند، می‌توان یک نوع تمرین برای پیگیری مطالبات شهروندی به حساب آورد؛ به‌ویژه از این رو که در میان نقد‌ها و گفتمان‌های موجود پیرامون حقوق شهروندی، جای آموزش و حقوق مربوط به آن گم و بسیار ناچیز است.

واکنش وزارت آموزش و پرورش به چند اعتراضی که انجام گرفت، نمونه‌ی آشکار بدعادتی مسئولان آموزشی به توجیه‌کردن روش‌های نادرست در هدف‌گذاری، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری کلان و خرد آموزشی، و همچنین نادیده‌انگاری همیشگی مسائل، به‌جای پذیرش آن‌ها و تغییر رویکردها است.

نمونه‌ی اختصاص الویت و توجه به مسائل آ.پ را می‌توان در شکل برخورد نهاد مجری آن ردیابی کرد؛ چنان‌که چند روز پس از تَشَری که نسبت به آموزش زبان انگلیسی زده شد، این وزارت‌خانه به سرعت اقدام به تأمین نظر ولی فقیه کرد؛ ولی اعتراض به آزمون پایان ترم را نتیجه‌ی کم‌کاری دانش‌آموزان ـ آن‌هم با معیار قراردادن دانش‌آموزان تهرانی ـ قلمداد می‌کند! این نوع برخورد وزارت آموزش و پرورش به روشنی بیان‌گر این است که خود را پاسخ‌گو به چه می‌داند.

در حالی که چنان‌چه رویکردی دموکراتیک در آ.پ جاری و ساری باشد، هنگام روبه‌رو شدن با چنین موقعیت‌هایی می‌تواند با تشکیل کارگروه‌هایی از میان متخصصان این عرصه، مسئله را واکاوی کرده و پاسخی کارشناسی، محترمانه و درخور به معترضان و مخاطبان بدهد.

با چنین رویدادهایی جا دارد که دست‌اندرکاران آموزشی ـ در هر جایگاهی که هستند، خواه آموزگار یا مدیر، عضو هیأت علمی یا بازنشسته ـ محافظه‌کاری و منفعت‌گرایی شخصی را کنار گذاشته و چالش‌های ژرف و گسترده‌ی جریان آموزش در جامعه را به جای نق‌زدن در محفل‌های خصوصی و خنثی، به رشته‌ی نگارش و انتشار درآورده و با راه‌اندازی کارزارهای پیگیری خواسته‌های آموزشی و مشارکت فعال و پایدار در آن‌ها، نقش خود را در پیش‌برد مطالبات صنفی و افزایش سطح مسئولیت‌پذیری و مشارکت اجتماعی، ایفا کنند.

بر آموزگاران و دیگر دست‌اندرکاران آموزشی این مسئولیت را می‌توان انگاشت که جدای سرفصل‌های آموزشیِ تعریف و تحمیل شده از بالا ، چه در کلاس درس و چه در بیرون از آموزشگاه ـ باتوجه به فراوانی امکانات ارتباطی موجود ـ آشناسازی دانش‌آموزان با حقوق آموزشی و شیوه‌های اعتراض و پیگیری آن‌ها را سرلوحه‌ی کار خود بدانند.